منظور از استرابيسم چيست؟

 

 

استرابيسم نوعي مشكل چشمي است كه در آن چشم ها وضعيت ناهمگوني نسبت به يكديگر داشته و نگاه آنها به جهات مختلف است. اين ناهمگوني ممكن است واضح بوده و يا آنكه صرفاً بعضي اوقات وجود داشته باشد. در حاليكه يك چشم مستقيماً به سمت جلو نگاه مي كند چشم ديگر به سمت داخل، خارج، بالا و يا پايين چرخيده است. چشم چرخيده بعضي اوقات به وضعيت اصلي و مستقيم برگشته و بر عكس چشم مستقيم از موقعيت خود خارج مي شود.

 

استرابيسم در ميان گروه سني اطفال مشكل شايعي بوده و در حدود 4% كودكان ديده مي شود ولي ممكن است زمان بروز آن در سنين بالاتر نيز باشد. شيوع آن در پسر و دختر به يك نسبت بوده و گاهي ابتلا فاميلي دارد. با اينحال، بعضي از مبتلايان سابقه چنين مشكلي را در فاميل خود ذكر نمي كنند.

 

بينايي و مغز:

با يك ديد دو چشمي طبيعي، هر دو چشم به يك نقطه نگاه مي كنند. بخش بينايي مغز، دو تصوير رسيده را به صورت يك تصوير سه بعدي تركيب مي كند.

وقتي به علت استرابيسم يكي از چشم ها از موقعيت خود خارج مي شود، دو تصوير متفاوت به مغز ارسال مي گرد. در يك كودك خردسال، مغز چنين ياد مي گيرد كه تصوير چشم منحرف شده را ناديده گرفته و تنها تصوير چشم مستقيم يا چشم با ديد بهتر را بپذيرد. اين امر سبب از بين رفتن درك عمق و ديد دو چشمي مي شود. بالغين كه دچار استرابيسم مي شوند اغلب بدان علت كه مغز توانايي پذيرش يا دريافت تصوير هر دو چشم را پيدا كرده است، دو بيني پيدا مي كنند. در اين حالت مغز قادر به حذف تصوير چشم منحرف نخواهد بود. ولي متاسفانه در كودكان اين اتفاق يعني حذف تصوير چشم منحرف بسرعت رخ مي دهد.

 

آمبليوپي: 

قرارگيري طبيعي چشم ها در طي دوره كودكي امكان تكامل ديد مناسب اين سنين را فراهم مي سازد. قرارگيري غير طبيعي مانند آنچه در استرابيسم ديده مي شود، سبب كاهش ديد يا آمبليوپي خواهد شد. مغز تصوير چشم بهتر را تشخيص داده و تصوير چشم ضعيف تر يا آمبليوپيك را حذف مي كند. اين موضوع تقريباً در نيمي از كودكان مبتلا به استرابيسم اتفاق مي افتد. اطلاعات بيشتر در مورد آمبيوپي

 

آمبليوپي را مي توان با بستن چشم بهتر و تقويت و بهبود بينايي چشم ضعيف تر، درمان نمود. اگر آمبليوپي در همان سالهاي نخست زندگي تشخيص داده شود، درمان آن اغلب موفقيت آميز خواهد بود ولي درصورتيكه درمان آن به تاخير افتد، آمبليوپي يا آفت ديد وضعيتي دائمي پيدا خواهد كرد. قاعدتاً هر قدر آمبليوپي زودتر درمان شود، ديد بهتري تامين خواهد گرديد.

علل و علائم استرابيسم:

به ديواره خارجي هر چشمي، شش عضله چسبيده است كه مسئوليت كنترل حركات چشم را بعهده دارند. در هر چشم، دو عضله چشم را به سمت راست يا چپ مي برند. چهار عضله ديگر مسئوليت حركت چشم به سمت بالا و پايين و يا كنترل حركات مورب چشم را بعهده دارند. براي تمركز هر دو چشم بروي يك نشانه مشخص، لازم است تمامي عضلات چشم با يكديگر و با عضلات همكار چشم مقابل هماهنگ باشند. هر علتي كه در اين هماهنگي اختلال ايجاد كند مي تواند منجر به استرابيسم شود.

نقش كنترلي مغز نير بر عضلات چشم از اهميت بسزايي برخوردار است. بنابراين كودكان مبتلا به ابتلائات مغزي از قبيل فلج مغزي، عقب افتادگي مغزي، هيدروسفالي و تومورهاي مغزي اغلب دچار استرابيسم مي شوند. هر عاملي كه منجر به كاهش بينايي شود مانند عيب انكساري، آب مرواريد، صدمات چشمي و ...مي تواند عاملي براي استرابيسم باشد.

 

اصلي ترين علامت استرابيسم، در واقع چشمي است كه در جاي خود قرار ندارد. گاهي طفل در نور آفتاب يك چشم خود را مي بندد و گاه با كج كردن سر خود به يك موقعيت بخصوص تلاش مي كند كه از هر دو چشم خود استفاده كند و گاه بصورت خستگي شديد چشم و سردرد در حين فعاليت چشمي و گاهي علايم فقدان يك ديد عمق مناسب نيز ديده مي شود. بالغيني كه دچار استرابيسم مي شوند نيز اغلب از دوبيني شكايت مي كنند.

تشخيص:

لازم است هر كودكي در طي دوره شيرخواري يا سنين قبل از مدرسه توسط پزشك خانواده، متخصص اطفال يا چشم پزشك معاينه و مشكلات احتمالي او تشخيص داده شود. اين موضوع بويژه در موارديكه عضو ديگري از خانواده مبتلا به استرابيسم يا آمبليوپي است اهميت بيشتري پيدا مي كند. در شيرخواران اغلب درك اختلاف بين انحراف ظاهري دو چشم از استرابيسم واقعي مشكل است. در كودكان كم سن و سال بيني پهن و عريض و چين پوستي قسمت داخلي پلك سبب مي شود كه در نگاه به چپ و راست چشم ها مخفي شده و بدين ترتيب منحرف بنظر برسند. اين ظاهر استرابيسمي بتدريج و با رشد كودك بهبود مي يابد و حال آنكه استرابيسم واقعي ارتباطي با رشد كودك ندارد و در اين ميان چشم پزشك بخوبي قادر به تمايز بين استرابيسم واقعي و كاذب است.

درمان :

اهداف درمان استرابيسم، حفظ ديد، مستقيم كردن چشم ها و بازگرداندن ديد دو چشمي است. بسته به علت استرابيسم، درمان ممكن است بصورت تجويز عينك، برداشتن كاتاراكت يا اصلاح ساير علل زمينه اي ايجاد انحراف و يا تغيير دادن موقعيت عضلات نامتعادل چشم باشد. بعد از انجام يك معاينه كامل چشمي شامل مطالعه دقيق قسمت هاي داخلي، چشم پزشك درمان مناسب اپتيكي، طبي يا جراحي را انتخاب خواهد نمود. اغلب بستن چشم بهتر جهت تقويت بينايي چشم آمبليوپيك نيز ضروري خواهد بود.

 

ايزوتروپي (انحراف چشم به داخل): 

ايزوتروپي در واقع انحراف چشم ها به سمت داخل بوده و شايعترين نوع استرابيسم شيرخواران است. كودكان خردسال مبتلا به ايزوتروپي هيچگاه از هر دو چشم خود بطور همزمان استفاده نمي كنند. 

در اكثر موارد براي تراز كردن چشم ها، تامين ديد دو چشمي و اجتناب از افت ديد دائمي، جراحي زودهنگام ضروري خواهد بود. جراحي در هر سني ممكن است سبب بهبود ديد جانبي شود.ايزوتروپي انحراف چشم ها به سمت داخل بوده و در واقع شايعترين نوع استرابيسم است.

 

در جريان جراحي، ميزان نيروي عضلات در يك يا دو چشم تنظيم مي شود. مثلاً در جراحي ايزوتروپي، ممكن است عضله داخلي محكم تر را از چشم جدا نموده و مقداري عقب تر مجدداً به چشم وصل نمايند. اين كار اثر كِشنده عضله را تضعيف نموده و امكان چرخش چشم به سمت خارج را فراهم مي سازد. بعضي اوقات نيز مي توان براي تسهيل حركت چشم به سمت خارج، عضله خارجي را كوتاهتر نموده و بدين ترتيب نيروي كِشنده آن را افزايش داد.

ايزوتروپي تطابقي:

ايزوتروپي تطابقي شكل شايع ايزوتروپي است كه بيشتر در كودكان دور بين سنين 2 سال يا بالاتر اتفاق مي افتد. كودك در سنين پايين، قادر است براي جبران دوربيني خود، تلاش تطابقي خود را افزايش دهد ولي اينكار مشخصاً سبب انحراف چشم ها به سمت داخل مي شود. براي جبران ايزوتروپي تطابقي، به كودك عينك داده مي شود. 

براي جبران ايزوتروپي تطابقي، به كودك عينك دو كانوني داده مي شود. 

عينك تلاش تطابقي مزبور را كاهش داده و مي تواند چشم ها را به وسط آورد. در برخي موارد استفاده از نوع بخصوصي از عينك هاي دو كانوني ضروري است (كه در شكل روبرو نشان داده شده است). و گاهي مي توان از قطره ها يا پمادهاي چشمي، و لنزهاي مخصوصي بنام منشور (Prism) استفاده نمود. گاهي اوقات ورزشهاي چشمي نيز به اصلاح اين حالت در كودكان بزرگتر كمك مي كند.

 

اگزوتروپي( انحراف چشم به خارج):

اگزوتروپي، يا انحراف چشم به سمت خارج، ديگر نوع شايع استرابيسم است. اين حالت بيشتر زماني اتفاق مي افتد كه كودك روي شي اي در دور دست تمركز مي كند. اگزوتروپي اغلب متناوب (Intermittent) بوده و مخصوصاً بعد از چرت زدون، بيماري و يا خستگي كودك بروز مي كند. والدين اظهار مي دارند كه كودك در مقابل نور آفتاب يك پلك خود را جمع مي كند. گر چه عينك، ورزش چشمي يا منشور در اين حالت نيز به كنترل چرخش چشم به سمت خارج كمك مي كند ولي در اكثر موارد لازم است نوعي عمل جراحي صورت گيرد.

جراحي استرابيسم:

هيچ گاه و در جريان هيچ نوع عمل جراحي، كره چشم از محل خود خارج نمي شود. جراحي استرابيسم در واقع ايجاد برشي كوچك در بافت پوشاننده چشم است كه به چشم پزشك امكان مي دهد تا به عضلات زيرين اين بافت دسترسي پيدا كند. اينكه كدام عضلات تحت عمل جراحي قرار گيرند بستگي به جهت چرخش چشم دارد. گاهي اوقات لازم است هر دو چشم تحت عمل جراحي قرار گيرد.

جهت عمل جراحي استرابيسم در اطفال، بيهوشي ضرورت دارد ولي جراحي بزرگسالان با بي حسي موضعي نيز امكان پذير است.

بهبودي سريع است. فرد اغلب ظرف چند روز به فعاليتهاي طبيعي اش بر مي گردد. بعد از جراحي، گاهي استفاده از عينك يا منشور نيز ضرورت پيدا مي كند. گاهي اوقات ممكن است اصلاح انجام شده بيشتر يا كمتر از مقدار موردنظر باشد كه در آن صورت انجام عملي ديگر ضرورت خواهد يافت. 

توصيه مي شود جراحي اصلاحي استرابيسم هر چه سريعتر صورت گيرد زيرا شيرخوار به محض اينكه چشم هايش مستقيم شد امكان ديد طبيعي و ديد دو چشمي را پيدا خواهد كرد. از طرف ديگر لوچي چشم مي تواند بر اعتماد به نفس كودك نيز نقشي منفي داشته باشد.

همانند هر عمل جراحي، جراحي بر روي عضلات چشم نيز با خطراتي همراه است. اين خطرات شامل عفونت، خونريزي و ديگر عوارض نادري است كه مي تواند به از دست دادن ديد بيانجامد. با اينحال، جراحي استرابيسم معمولاً درماني بي خطر و موثر است و در عين حال هيچگاه جاي عينك و يا آمبليوپ درماني را نمي گيرد.

خلاصه:

رشد كودك به خودي خود استرابيسم را درمان نمي كند.  

موثرترين زمان درمان استرابيسم، زماني است كه كودك در سنين پاييني به سر مي برد.

مستقيم نمودن چشم ها در هر سني امكان پذير است و در اين جريان حداقل ديد جانبي بهبود خواهد يافت.

درمان استرابيسم ممكن است بدون جراحي و با استفاده از قطره هاي چشمي، تمرينات چشمي و يا عينك انجام گيرد.

در صورتيكه درمان جراحي لازم باشد، هرقدر در سنين پايين تري انجام شود شانس تامين ديد دو چشمي بيشتر خواهد بود.

 

  

 

       

 

 ‌آب‌ مرواريد

 

Cataract

 

توضيح‌ كلي‌

آب‌ مرواريد عبارت‌ است‌ از كدر شدن‌ عدسي‌ چشم‌. عدسي‌ چشم‌ يك‌ ساختار شفاف‌ و انعطاف‌پذير در نزديكي‌ جلوي‌ كره‌ چشم‌ است‌. عدسي‌ كمك‌ مي‌كند تا اشيايي‌ كه‌ چشم‌ به‌ آنها نگاه‌ مي‌كند تار به‌ نظر نرسند و نيز در شكست‌ و تمركز نور روي‌ شبكيه‌ نقش‌ دارد. عدسي‌ رگ‌ خوني‌ ندارد و توسط‌ زجاجيه‌ كه‌ در اطراف‌ آن‌ قرار دارد تغذيه‌ مي‌شود. اگر تصلب‌ شرايين‌ موجب‌ عدم‌ تغذيه‌ مناسب‌ زجاجيه‌ شود، عدسي‌ چشم‌ نيز منبع‌ تغذيه‌ خود را از دست‌ خواهد داد (اين‌ مشكل‌ اغلب‌ در سنين‌ پيري‌ رخ‌ مي‌دهد). سپس‌ شفافيت‌ و انعطاف‌ پذيري‌ عدسي‌ كم‌ مي‌شود و آب‌ مرواريد اتفاق‌ مي‌افتد. آب‌ مرواريد ممكن‌ است‌ در يك‌ يا هر دو چشم‌ تشكيل‌ شود. البته‌ در اين‌ حالت‌، سرعت‌ رشد آب‌ مرواريد در دو چشم‌ ممكن‌ است‌ متفاوت‌ باشد. آب‌ مرواريد سرطان‌ نيست‌.

   علايم‌ شايع‌

تاري‌ ديد كه‌ ممكن‌ است‌ در نور روشن‌ بدتر باشد. تاري‌ ديد ممكن‌ است‌ اول‌ بار وقتي‌ توجه‌ فرد را جلب‌ كند كه‌ به‌ هنگام‌ شب‌ در حال‌ رانندگي‌ باشد و به‌ نظر وي‌ برسد كه‌ نورها پخش‌ مي‌شوند يا هاله‌اي‌ دور آنها وجود دارد.

دو تا ديدن‌ اشيا (گاهي‌)

كدر شدن‌ و رنگ‌ سفيد شيري‌ در آمدن‌ مردمك‌ها (تنها در مراحل‌ پيشرفته‌)

   علل‌

روند طبيعي‌ پيري‌

آسيب‌ به‌ چشم‌

در بيماري‌هاي‌ كه‌ قند خون‌ بالاست‌، مثل‌ ديابت‌ شيرين‌

التهاب‌، مثل‌ اووئيت‌ (التهاب‌ آن‌ قسمت‌هايي‌ از چشم‌ كه‌ عنبيه‌ را مي‌سازد)

داروها، به‌ خصوص‌ كورتيزون‌ و مشتقات‌ آن‌

قرار گرفتن‌ در معرض‌ اشعه‌ ايكس‌، امواج‌ ميكرو ويو و اشعه‌ مادون‌ قرمز

علل‌ ارثي‌، و نيز اثرات‌ سرخجه‌ روي‌ چشم‌ جنيني‌ كه‌ مادرش‌ در اوايل‌ حاملگي‌ مبتلا به‌ اين‌ بيماري‌ مي‌شود.

گالاكتوزمي‌ (بيماري‌ ارثي‌ در شيرخواران‌ كه‌ باعث‌ ناتواني‌ در هضم‌ شير مي‌شود). عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر سن‌ بالاي‌ 60 سال‌ وجود هر كدام‌ از علل‌ فهرست‌ شده‌

   عوامل‌ افزايش‌ دهنده‌ خطر

سن‌ بالاي‌ 60 سال‌

وجود هر كدام‌ از علل‌ فهرست‌ شده‌

    پيشگيري‌

خانم‌هايي‌ كه‌ در سنين‌ باروري‌ هستند، در صورتي‌ كه‌ سرخجه‌ نگرفته‌اند يا واكسن‌ آن‌ را نزده‌اند، بايد عليه‌ آن‌ واكسينه‌ شوند.

مصرف‌ داروهاي‌ كورتيزوني‌ يا هرگونه‌ داروي‌ ديگري‌ كه‌ بر عدسي‌ تأثير مي‌گذارد بايد به‌ دقت‌ تحت‌نظر قرار داشته‌ باشد.

بيماري‌هاي‌ چشمي‌اي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ باعث‌ آب‌ مرواريد شوند، مثل‌ ايريت‌ (التهاب‌ خود عنبيه‌) و اووئيت‌، بايد سريعاً درمان‌ شوند.

به‌ طور منظم‌ از عينك‌ آفتابي‌ مناسب‌ استفاده‌ كنيد.

رژيمي‌ داراي‌ مقادير مناسب‌ از ويتامين‌ ـ آ و بتا كاروتن‌ داشته‌ باشيد.

    عواقب‌ مورد انتظار

معمولاً با جراحي‌ خوب‌ مي‌شود. بعضي‌ آب‌ مرواريدها هرگز آن‌ قدر در بينايي‌ اختلال‌ ايجاد نمي‌كنند كه‌ نيازمند جراحي‌ باشد. در سير تشكيل‌ آب‌مرواريد، تعويض‌ مرتب‌ عينك‌ ممكن‌ است‌ به‌ بينايي‌ كمك‌ كند.

    عوارض‌ احتمالي‌

از دست‌ دادن‌ بينايي‌

عوارض‌ پس‌ از عمل‌ جراحي‌، از جمله‌ پارگي‌ چشم‌، چسبندگي‌ها، عفونت‌، و جدا شدن‌ شبكيه‌ از محل‌ خود

   درمان‌

 

    اصول‌ كلي‌

معاينه‌ چشم‌ (با افتالموسكپ‌) تشخيص‌ آب‌ مرواريد را تأييد مي‌كند.

درمان‌ معمولاً شامل‌ عمل‌ جراحي‌ است‌.

در صورتي‌ كه‌ بينايي‌ چندان‌ زياد تحت‌تأثير قرار نگرفته‌ باشد، مي‌توان‌ از عينك‌هايي‌ كه‌ بيشترين‌ فايده‌ را داشته‌ باشند بهره‌ جست‌.

در صورتي‌ كه‌ بينايي‌ بدتر شود يا آب‌ مرواريد باعث‌ التهاب‌ و فشار در چشم‌ شود، عدسي‌ چشم‌ با جراحي‌ برداشته‌ مي‌شود. هم‌اكنون‌ روش‌هاي‌ مختلفي‌ براي‌ بيهوشي‌، بستري‌ كردن‌ بيمار، و تصحيح‌ بينايي‌ پس‌ از عمل‌ جراحي‌ وجود دارد. عمل‌ جراحي‌ را مي‌توان‌ با يا بدون‌ بستري‌ كردن‌ بيمار در بيمارستان‌ به‌ انجام‌ رساند. اگر هر دو چشم‌ آب‌ مرواريد داشته‌ باشند، معمولاً با هم‌ عمل‌ نمي‌شوند.

    داروها

معمولاً دارو براي‌ اين‌ بيماري‌ لازم‌ نيست‌.

    فعاليت‌

هيچ‌ محدوديتي‌ براي‌ آن‌ وجود ندارد، فقط‌ اگر بينايي‌ در شب‌ دچار مشكل‌ شده‌ است‌ در شب‌ رانندگي‌ نكنيد.

    رژيم‌ غذايي‌

رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود.

    در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد

 

 

 

تالاسمي چيست ؟
 كلمه تالاس به معني دريا و اميا به معناي خون مي باشد وچون اين بيماري درابتدا درنزدمردم كناردرياي مديترانه يافت شد به نام تالاسميا گفته مي شود وياكم خوني مديترانه اي هم به آن مي گويند.
ازطرفي ديگرآقاي دكتركولي درسال 1925 درآمريكا كساني راكه ازايتاليا به آمريكا مهاجرت كرده بودندوداراي بزرگي كبدوطحال وكم خوني وتغييرقيافه شده بودندراشناسايي وبنام كم خوني كوليز معرفي نمود. خون سازي دربدن درمحلي بنام مغزاستخوان وعمدتاً دراستخوان لگن انجام مي شود .
بيماري تالاسمي به 2گروه عمده آلفاتالاسمي وبتا تالاسمي تقسيم مي شود كه درايران ,بيشترازنوع بتاتالاسمي مي باشند.
بتاتالاسمي به سه نوع تقسيم مي شود :
 
1-     بتا تالاسمي مينور يا خفيف
2-     بتاتالاسمي متوسط
3-بتاتالاسمي ماژور ياشديد
 
 
درنوع خفيف يامينور درحقيقت خود افراد نيز امكان داردمتوجه ناقل بودن خود نباشند. اين افراد به هيچ وجه بيمارنبوده ومشكل خاصي ندارند وتنها ناقل وحامل يك ژن معيوب تالاسمي مي باشند. دربدن انسان براي هرخصوصيتي ژن مخصوص آن خصوصيت وجوددارد مثل رنگ مو يا قد وبراي هرمـــورد2 ژن وجوددارد كه يكــي ازپــدر وديگــري از مادر به ارث مي رسد.
 
دركساني كه ناقل تالاسمي هستند تنها يكي ازدوتا ژن مربوطه اشكال دارد وبه همين خاطر اين افراد هيچ مشكلي ندارند وشايد فقط يك كم خوني مختصر داشته باشند. معمولاً اسيد فوليك درعده اي كه كم خوني خفيف دارند توصيه مي شود ومحدوديت غذايي نيز اين دسته افراد ندارند و به هيچ وجه تبديل به نوع شديد نخواهد شد تنها اهميت دانستن اينكه آيا يك فردناقل است يا خير, در ازدواج است كه 2نفرناقل درصورت ازدواج امكان دارد درهر حاملگي 25% دچار فرزند تالاسمي ماژور ياشديد شوند.
 
بتا تالاسمي ماژوربه كساني اطلاق مي شود كه هر دو ژن مربوطه معيوب است ولذا خون سازي سالم صورت نمي گيرد. از 5-4 ماهگي به بعد شيرخوار با علائم رنگ پريدگي – بـي قــــراري و بي خوابي و خوب شير نخوردن مراجعه مي كند ودرآزمايش خون از يك كم خوني شديد رنج مي برد. اين بيماران به علت كم خوني شديد و فعاليت بيش از حد مغز استخوان در صورت عدم درمان دچار تغيير شكل در استخوانهاي بدن بخصوص جمجمه سر شده وهمچنين كبد وطحال نيز بعلت خون سازي فعال, بزرگ مي شوند لذا درمان آنان تزريق منظم خون به جهت جلوگيري از تغيير قيافه بوده به نحوي كه همو گلوبين خون بالاتر از10 باشد وچون با هر تزريق كيسه خونmg200   . آهــــن يك مـاده سمـي بوده كه دربافتهاي بدن وبخصوص قلب رسوب وباعث آسيـب شديدخواهد شد لذا بايستي ازآمپول دسفرال بصورت منظم و حداقل5 شب در هفته و با پمپ دسفرال و در مدت حداقل 8 ساعت در شبانه روز استفاده نمود تا آهن اضافي از بدن دفع شود .آهن وارد بدن مي شود كه راهي براي رفع آن وجــودنـدارد
 
درصورت عدم تزريق منظم دسفرال به مرور زمان قلب دچارصــــــدمه شده ودرسنين بالا امكان مـــرگ ناشـــي از نارسايي قلبي وجود دارد. همچنين ديابت , كم كاري تيروئيد, تشنج , نارسايــــي غدد جنسي و..... از ديگــر عوارض بار اضافي آهن مي باشد.  درحـــــال حاضرروي قرص خوراكي دفع آهن در حال مطالعه هستند كه به نام ICL-6V معروف است .
ازقــرص L1(دفريپرون) نيز فقط در موارد خــاص و با نظرپزشك متخصص خون مي توان استفاده نمود و نمي تواند جايگزين دسفرال درهمه موارد بشود.
بيماران تالاسمي ضريب هوشي خوبي داشته ودر صورت تزريق منظم خون به اضافه دسفراليكعمر طبيعي خواهند داشت .
تالاسمي متوسطبه كساني گفته مي شود كه نوع تالاسمي وكم خوني آنان بين خفيف وشديد مي باشد وHb آنان معمولاً بالاتر ازهفت بوده وبعد از 2 سالگي دچار علائم كم خوني مي گردند. درمان اوليه آنان داروئي مي باشد و درسنين بالا عده اي ازآنان نياز به تزريق خون خواهند داشت .

 

تاریخ آخرین بروزرسانی   :  1393-11-13 9:39        برو بالای صفحه نسخه قابل چاپ